تبليغاتX
•*.ღ.•*. رایحه ی عشق•*.ღ.•*.

•*.ღ.•*. رایحه ی عشق•*.ღ.•*.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

   

   به نام خالق زیبایی ها    

 

 ياد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بيشتر زنده نيست

 

 ياد گرفتم که عشق يعني فاصله

 

  و فاصله يعني 2 خط موازي که هيچگاه به هم نمي رسند

 

 ياد گرفتم در عشق هيچکس به اندازه خودت وفادار نيست

 

  و ياد گرفتم هر چه عاشق تري 


 

تنهاتري


                                                                                   

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388 12:21 توسط •*.ღ.•* یلدا •*.ღ.•*. |

مامان

- بعله ؟

- من می خوام به دنیا بیام ...

- باشه .

- مامان

- بعله ؟

- من شیر می خوام

- باشه

- مامان

- بعله ؟

- من جیش دارم

- خب

- مامان

- بعله ؟

- من سوپ خرچنگ می خوام

- چشم

- مامان

- بعله ؟

- من ازون لباس خلبانیا می خوام

- باشه

- مامان

- بعله؟

- من بوس می خوام

- قربونت بشم

- مامان

- جونم ؟

- من شوکولات آناناسی می خوام

- باشه

- مامان

- بعله ؟

- من دوست می خوام

- خب

- مامان

- بعله ؟

- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی

- چشم

- مامان

- بعله ؟

- من یه مهمونی باحال می خوام

- باشه عزیزم

- مامان

- بعله ؟

- من زن می خوام

- باشه عزیز دلم

- مامان

- بعله ؟

- من دیگه زن نمی خوام

- اوا ... باشه

- مامان

- .. بعله

- من کوفته تبریزی می خوام

- چشم

- مامان

- بعله ؟

- من بغل می خوام

- بیا عزیزم

- مامان

- بعله ؟

- مامان

- بعله

- مامان

- ... جونم ؟

- مامان حالت خوبه

- آره

- مامان ؟

- چی می خوای عزیزم

- تو رو می خوام .. خیلی
- ...



- بابا

- بعله ؟

- من می خوام به دنیا بیام

- به من چه بچه .. به مامانت بگو

- بابا

- هان؟

- من شیر می خوام

- لا اله الا الله

- بابا

- چته ؟

- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام

- آروم بگیر بچه

- بابا

- اههههه

- من پول می خوام

- چی ؟؟؟؟ !!!

- بابا

- اوهوم ؟

- منو می بری پارک ؟

- من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟

- بابا

- هان ؟

- من زن می خوام

- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز

- بابا

- ....

- من جیش دارم

- پوففف

- بابا

- درد

- من زن نمی خوام

- به درک

- بابا

- بلا

- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان

- تقصیر عمه ات

- بابا

- زهرمار

- من یه اتاق شخصی می خوام

- بشین بچه

- بابا

- مرض

- منو دوس داری

- ها ؟

- بابا

- ...

- بابا

- خررر پفففف

- بابا

- خفه

- بابا

- دیگه چته ؟

- من مامانمو می خوام

- از اول همینو بگو ... جونت در بیاد

- ببخشید

- هررری

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388 10:57 توسط •*.ღ.•* یلدا •*.ღ.•*. |

                      

سرسبزترین خیار تقدیم تو باد, آواز شغال تقدیم تو باد, گویند لحظه ایست آمدن سوسک, آن

لحظه هزار بار تقدیم تو باد.

 

در مسابقه زندگی گل زدن هنر نیست ، گل شدن هنر است . تقدیم به سرور گلها



 

برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي کمال بنگر که تو چگونه مي افتي




زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي …

آلبرت انيشتين




شريف ترين دلها دلي است كه انديشه ي آزار كسان درآن نباشد. زرتشت




بدبختي تنها در باغچه اي كه خودت كاشته اي مي رويد.




زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.




عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است.




عجب معلم سختگيري است اين طبيعت كه اول امتحان ميگيرد بعد درس ميدهد.



!مي‌دوني فرق تو با خون چيه؟ خون ميره توي قلب و بر مي‌گرده، تو ميري توي قلب و

 برنمي گردي

بنده خدا ميخواسته گوسفند سر ببره، هر چي مي‌گرده چاقو رو پيدا نمي‌كنه، گوسفنده رو خفه

مي‌كنه!!!

رفتم گلستان با عشق برات يك دامن گل بچينم ديدم شلوار پامه!!!

 

اگه يه پروانه اومد نشست رو شونت ، حتما بکشش

اون بي سليقه همون بهتر که بميره!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 19:4 توسط •*.ღ.•* یلدا •*.ღ.•*. |

..........حتی اگر نباشی

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را


می جویمت چنانکه لب تشنه آب را


محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح


یا شبنم سپیده دمان آفتاب را


بی تابم آنچنانکه درختان برای باد


یا کودکان خفته به گهواره تاب را


بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل


یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را


حتی اگر نباشی،می آفرینمت


چونانکه التهاب بیابان سراب را


ای خواهشی که خواستنی تر از پاسخی


با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

 

غزل محال .............

تو قله ی خیالی و تسخیر تو محال


بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال


ای همچون شعر حافظ و تفسیر مثنوی


شرح تو غیر ممکن و تفسیر تو محال


عنقای بی نشانی و سیمرغ کوه قاف


تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال


بیچاره ی دچار تو را چاره جز تو چیست؟


چون مرگ،ناگزیری و تدبیر تو محال


ای عشق،ای سرشت من،ای سرنوشت من!


تقدیر من غم تو و تغییر تو محال

 

الفبای درد .............

الفبای درد از لبم می تراود


نه شبنم،که خون از شبم می ترواد


سه حرف است مضمون سی پاره ی دل


الف،لام،میم.از لبم می تراود


چنان گرم هذیان عشقم که آتش


به جای عرق از تبم می تراود


از دل بر لبم تا دعایی بر آید


اجابت ز هر یاربم می تراود


ازدین ریا بی نیازم،بنازم


به کفری که از مذهبم می تراود

 

سلامی دوباره


به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد


به جویبار که در من جاری بود


به ابرها که فکرهای طویلم بودند


به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من


از فصل های خشک گذر می کردند


به دسته های کلاغان


که عطر مزرعه های شبانه را


برای من به هدیه می آوردند


به مادرم که در آینه زندگی می کرد


و شکل پیری من بود


و به زمین که شهوت تکرار من درون ملتهبش را


از تخمه های سبز می انباشت سلامی دوباره خواهم داد


می آیم می آیم می آیم


با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاک


با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکی


با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار


می آیم می آیم می آیم


و آستانه پر از عشق می شود


و من در آستانه به آنها که دوست می دارند


و دختری که هنوز آنجا


در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد

 

هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه مان گرم بود!


از جایم بلند شدم،


پنجره را باز کردم


و دیدم زندگی هم هر از گاهی زیباست!


شنیدم که کلاغ دیوار نشین حیاط


چه صدای قشنگی دارد!


فهمیدم که بیهوده به جنون مجنون میخندیدم!


فهیدم که عشق،


آسمان روشنی دارد!


رو به روی عکس سیاه و سفید تو ایستادم،


دستهایم را به وسعت «دوستت می دارم» باز کردم،


و جهان را در آغوش گرفتم!

 

هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی ست

که مزد گور کن

از بهای آزادی آدمی

افزون باشد.

جستن

یافتن

و آنگاه

به اختیار برگزیدن

و از خویشتن خویش

باروئی پی افکندن

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش تر باشد

حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

 

شب در چشمان من است

به سیاهی چشم هایم نگاه کن....

روز در چشمان من است

به سفیدی چشم هایم نگاه کن....

شب و روز در چشمان من است

به چشم های من نگاه کن....

پلک اگر فرو بندم

جهانی در ظلمات فرو خواهد ماند.

*

*

*

*

*

*

*

*

چشم های

من

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 18:53 توسط •*.ღ.•* یلدا •*.ღ.•*. |

X

به نام خدا
با عرض سلام خدمت کاربران گرامی
امید وارم دقایق خوبی را در این وب
داشته باشید
با تشکر مدیر وبلاگ


Home
Email
Profile
.:Bahar 20:.

Archives

شهریور 1388

مرداد 1388





Links

•*.ღ.•*.خانه ي دوست•*.ღ.•*.
آرامش
@ ღ Tales of love ( داستان هایی از عشق) ღ @
Tanham-Nazar-hamnafas
باران"عصر بخير بچه هايي"
قالب هاي فوق جديد بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشيو پيوندهاي روزانه


Amar


تعداد بازديدها: